تفریح و سرگرمی

لطیفه ها وعکس های آق سید

.

asemani
   

اين مطلب توسط گذرواژه محافظت مي شود. براي مشاهده گذرواژه را وارد نماييد

گذرواژه:

 

 

 

 

 

نظر بدهيد

جمعه 23 دي 1390، ساعت 17:46

 
   

عید سعید فربان

asemani
   

عید قربان، تجدید خاطره عشق و ایثار

عید قربان، روز ثبوت و اثبات عشق و تسلیم است. روزی است که انسان در برابر معشوق، هیچ بودن همه چیز را می پذیرد، خود و همه چیز را فدای او می کند و «تعبّد» را که نتیجه عرفان، شهود و دیدن یار است، به معرض دید می گذارد. امروز باید به گونه ای عمل کنیم و به نوعی از آزمایش و امتحان به درآییم که ابراهیم علیه السلام وار و اسماعیل علیه السلام وار عشق و تسلیم را به نمایش بگذاریم. امروز باید خاطره عشق و ایثار حضرت ابراهیم علیه السلام و حضرت اسماعیل علیه السلام و حضرت هاجر علیهاالسلام را تجدید کنیم. امروز باید معلوم شود که عشق و ایمان ما، در چه مرتبه ای و آروزی وصل در چه حدی است و تا چه اندازه ای به تعبد و تسلیم دست یافته ایم.

محو جمال یار

ابراهیم علیه السلام هنگامی که از آزمایش های پی درپی کامیاب به درآمد و به خوبی آنها را به پایان رساند، به مقام «امامت» نایل شد. هنگامی که در «منا»، در قربانگه یار، قربانی خویش را حاضر کرد و سراپا تسلیم محض و سرشار از عشق و تعبد شد، دل از غیر دوست برداشت و محو جمال و دیدار یار شد:

چنان پر شد فضای سینه از دوست که فکر خویش گم شد از ضمیرم

در اینجا که با عشق، ایثار و تسلیم ذبیح خود، اسماعیل را فدا می کرد، از جانب معبود، ندا آمد که: هان ای ابراهیم، به خوبی امتحان دادی و اکنون «فدیه»ای که برایت فرستاده ایم قربانی کن که بیش از این از تو نمی خواستیم.

تمرین عشق و تعبد

امروز ما مسلمانان با رفتن به قربانگاه و قربانی کردن، این سنت خلیل علیه السلام را تجدید می کنیم و نیز عشق، تسلیم و

تعبّد را به مرحله عمل و آزمون می گذاریم و هنگام قربانی کلماتی را که ابراهیم خلیل علیه السلام در حال قربانی زمزمه می کرد، ما نیز خلیل آسا بر زبان می رانیم و عاشقانه می گوییم: بار خدایا، همچنان که از ابراهیم، خلیلت، و موسی کلیمت و محمد حبیبت، قبول کردی، این قربانی را از ما بپذیر.

سربریدن انانیّت ها

امروز، با سربریدن قربانی، تمام «انانیّت»ها و هواها را سر می بریم و از هر آنچه غیر خداست می بریم و چشم امید و طمع، از غیر او می بندیم. امام معصوم علیه السلام به «شِبلی» فرمود:... هنگامی که قربانی خویش را ذبح می کردی، آیا بدین نکته آگاه بودی که گلوی طمع را می بری؟ و آیا به این حقیقت توجه داشتی که به ابراهیم خلیل علیه السلام اقتدا کرده و فرزند عزیزت را به قربانگاه دوست آورده ای تا فدای معشوق کنی؟ شبلی گفت: نه توجه نداشتم.... فرمود: پس قربانی نکردی!

عید قربان در کلام امام خمینی(ره)

«فرا رسیدن عید بزرگ اسلامی قربان را به همه مسلمین تبریک عرض می کنم، عیدی که انسان های آگاه را به یاد قربانگاه ابراهیمی می اندازد؛ قربانگاهی که درس فداکاری و جهاد را در راه خدای بزرگ به فرزندان آدم و اصفیا و اولیای خدا می دهد... این پدر توحید و بت شکن جهان به ما و همه انسان ها آموخت که قربانی در راه خدا پیش از آن که جنبه توحیدی و عبادی داشته باشد جنبه های سیاسی و ارزش های اجتماعی دارد. به ما و همه انسان ها آموخت که عزیزترین ثمره حیات خود را در راه خدا بدهید و عید بگیرید. خود و عزیزان خود را فدا کنید و دین خدا را و عدل الهی را برپا نمایید.»

قربانگاه تجلی اسم جلال قهار

کعبه جلوه گاه قدرت و جلال الهی و مرکز عشق و ایمان است و قربانگاه، تجلّی اسم قهار حق. کعبه جایگاه همدلی و وحدت، و قربانگاه نمایش قدرت و توان آن وحدت است. کعبه به دور دوست گشتن و قربانگاه از خودگذشتن است. کعبه به گرد شمع یار پریدن و قربانگاه از غیر یار بریدن است. کعبه به معشوق پیوستن و قربانگاه از غیر او گسستن است.

قربانی از منظر امام صادق علیه السلام

امام صادق علیه السلام در پاسخ پرسشی، در مورد فلسفه قربانی فرمودند: با اولین قطره ای که از خون قربانی بر زمین می چکد، صاحب آن قربانی آمرزیده می شود، و این بدان جهت است که معلوم شود که چه کسی بدون چون و چرا و از سر عشق و تسلیم، اطاعت می کند. خدا فرموده است: از گوشت و خون قربانی به خدا نمی رسد، بلکه آنچه به حساب خدا در می آید، تقوای شماست. بنگر که چگونه قربانی هابیل پذیرفته و از آنِ قابیل مردود شد؟

نکاتی درباره قربانی

ـ حکمت انجام دادن قربانی، تقرب قربانی کننده به سوی خدا و تعالی و تقوای اوست. بنابراین، قربانی آنگاه پذیرفته است که با تقوا انجام گیرد و روح این عمل تقوا باشد.

ـ سرّ قربانی، طبق بیان نورانی امام سجاد علیه السلام این است که حج گزار و قربانی کننده با تمسک به حقیقت پرهیزگاری، گلوی دیو طمع را بریده، او را بکشد. بنابراین، صرف ذبح گاو و گوسفند و یا نحر شتر و رها کردن آنها بدون توجه به فلسفه قربانی، مایه تعالی حج گزار نخواهد بود. از این رو شایسته است قصد او از این عمل، کشتن دیو درونی و ذبح طمع و تمنیات باشد.

قربانی های امام حسین علیه السلام

امام حسین علیه السلام از همان آغاز حرکت خود از مدینه به مکه در سال 60 هجری، قصد عمره مفرده داشت و اصلاً قصد حج تمتع نکرد. به هر حال، آن حضرت اگر چه به منا نرفت، لیکن قربانی های گرانقدری داد و نیز وجود مبارک خویش را فدا کرد تا مکه و منا بماند. از این رو، امام سجاد علیه السلام در شام خود را فرزند مکه و منا معرفی فرمود. بنابراین، کسی که جانش را فدای دوست کرد، او از منا و عرفات ارث می برد. از این رو، همه شهدا و راهیان راه امام، وارثان عرفات و مشعر و منایند؛ زیرا اهدای جان و فدا کردن فرزند، انسان را وارث اسرار منا می کند، نه صرف حضور جسمانی در منا و قربانی کردن گوسفند و مانند آن.

درس های عید قربان

قربانی کردن در روز عید، زنده نگه داشتن روح ایثار پدران و تسلیم بودن فرزندان را به ما می آموزد. عید قربان، مقدم داشتن وظیفه را بر غریزه به ما یاد می دهد و این که چگونه حضرت ابراهیم علیه السلام خشنودی خداوند و تکلیف را بر تمایلات شخصی و غریزه فرزند دوستی خود مقدم داشت. لذا باید این روز مبارک را عید گرفت.

مبارزه با شیطان

ما مسلم و برنامه ما قرآن است ملیت ما به پایه ایمان است
عیدی که برای ما پسندیده خدا فطر است و غدیر و جمعه و قربان است

عید قربان، عیدی است که باید تسلیم بودن و انقیادکامل را در برابر مولا به منصه ظهور رساند و در این رستاخیز عظیم، که عید بزرگ مسلمانان است، به شکرانه توفیق در انجام دادن مناسک حج و پیروزی در مصاف با شیطان، آخرین ذرات باقیمانده از تعلقات غیرخدایی را در قربانگاه ذبح کنیم و این روز بزرگ را جشن بگیریم.

 

 

 

 

 

نظر بدهيد

دوشنبه 16 آبان 1390، ساعت 19:38

 
دسته بندي ها: مناسبت ها 
   

آرم شیطان پرستی

asemani
   

حواستان باشد لباس هایی با این آرم ها نخرید

برخي از شيطان*گرايان محدوده جغرافيايي « تحت

 

 

سلطه » اين نماد و در واقع منطقه نفوذ شيطان*گرايي

 

 را در نقشه ذيل توصيف مي*نمايند . (محدوده در ايسلند

 

 و اروپا)

درميان پنتاگرا*هاي قبلي تصوير سر يك بز تعبيه شده

 

 است كه اقدامي ضد مسيحي ، *به اين معناست كه

 

 مسيحيان معتقدند كه مسيح همچون يك بره براي نجات

 

 ايشان قرباني شده است و با توجه به اينكه ايشان بز را

 

 نماد شيطان و در برابر بره مي*دانند اين آرم را انتخاب

 

 كرده*اند.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------

: يك سمبل با عنوان « شماره تلفن

 

 شيطان » توسط گروه*هاي هوي متال وارد ايران

 

 اسلامي شده اما در حقيقت علامت انسان و نشانه

 

 جانور در ميان شيطان*پرستان تلقي مي*شود و

 

براساس مكاشافات 13:18 « ... پس هر كس حكمت

 

 دارد عدد وحش را بشمارد ،زيرا كه عدد انسان است و

 

 عددش 666 است . » از سال*ها پيش تاكنون اين عدد

 

 با اشكال مختلف بر روي ديوارهاي شهرهاي بزرگ

 

كشور مشاهده مي*شد .

 


-----------------------------------------------------------------------------------------------------


صليب وارونه (upside down cross ) : اين نماد و

 

حكايت از « وارونه شدن مسيحيت دارد » و عمدتا

 

 استهزا و سخره گرفتن اين دين است . صليب وارونه در

 

 گردن بندهاي بسياري مشاهده شده و خواننده*هاي

 

 راك انواع مختلف آنرا به همراه دارند .

 


-----------------------------------------------------------------------------------------------------






نماد صليب شكسته يا چرخ خورشيد (swastika or

 

sun wheelc) : چرخ خورشيد يك نماد باستاني است كه

 

 در برخي فرهنگ*هاي ديني همچون كتيبه*هاي بر

 

جاي مانده از بودايي*ها و مقبره*هاي سلتي و يوناني

 

 ديده شده*است .

لازم به توضيح است اين علامت سال*ها بعد توسط

 

 هيتلر به كار رفت ،* لكن برخي با هدف به مسخره

 

 گرفتن مسيحيت اين سمبل را وارد شيطان*پرستي

 

كردند .

------------------------------------------------------------------------------------

چشمي در حال نگاه به همه جا (All seeing Eye) :

 

 چشم در برخي نمادهاي روشنفكري نيز به كار

 

مي*رود . اما شيطان*پرستي اعتقاد دارند چشم در

 

 بالاي هرم « *چشم شيطان » است و « بر همه جا

 

نظارت و اشراف دارد » .

 

 
اين علامت در پيشگويي ،* جادوگري ، نفرين*گري و

 

 كنترل*هاي مخصوص جادوگري مورد استفاده قرار

 

 مي*گيرد .گفتني است اين نماد بر روي دلار آمريكايي

 

 به كار رفته است .

 


-----------------------------------------------------------------------------------------------------






اين نمادها به انگليسي (Ankh) انشاء*مي*شود و

 

سمبل شهوت*راني و باروري است .

 

 
اين نمادها به معناي روح شهوت زنان نيز تعبير

 

مي*شود . امروزه نماد « فمنيسم » در واقع يك نماد

 

 

 بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار مي آمده است

 

 شيطان*پرستان تبر رو به پايين را با عنوان نماد ضد

 

عدالت در راه پيمودن مسير تاريك انتخاب كرده*اند .

همچنين گفتني است كه فمنيست*ها از دو تبر رو به

 

 بالا به معني مادر*سالاري باستاني استفاده

 

 مي*نمودند.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------

سر بز (Goat Head) : بز شاخدار ، *بز مندس mendes

 

 (همان ba'al بعل خداي باروي مصر باستان) ، *بافومت

 

، خداي جادو ، scapegoat (بز طليعه يا قرباني) اين يكي

 

 از راه*هاي شيطان*پرستان براي مسخره كردن مسيح

 

 است زيرا گفته مي*شود كه مسيح مانند بره**اي

 

براي گناهان بشر كشته شد . همانطور كه در توضيح

 

نمادهاي اول اشاره شد ،*اين نماد تصوير كاملي است

 

 از بز قرار گرفته در نماد پنتاگرام

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

ضد عدالت (Anti justice) : با توجه به اينكه تبر رو به

 

 برداشت شده دقيقا از سمبل*هاي شيطاني است .

 

 

 

 

 

 

1 نظر

چهارشنبه 11 آبان 1390، ساعت 13:40

 
دسته بندي ها: متفرقه 
   

معمای دل نشین با1000 طوبی

asemani
   

هرکی بتونه این معما رو جواب بده 1000 طوبی میگیره!

در یک اتاق 3 تا کلید بوده در یک اتاق هم 3 تا لامپ. این 3 تا

کلید برای این 3 تا لامپ بوده.یک نفر با 2بار از این اتاق به این

اتاق میفهمه هر کلید برای کدام لامپ بوده.چجوری میفهمه

کدام کلید برای کدام لامپ بوده؟ بیش از دو بار نمی تونه به

اتاق بره.

 

 

 

 

 

1 نظر

سه شنبه 10 آبان 1390، ساعت 23:18

 
دسته بندي ها: متفرقه 
   

لطایف ادبی

asemani
   

بهشت و جهنم

واعظي بالاي منبر از اوصاف بهشت مي گفت و از جهنم حرفي نمي زد.يکي از حاضرين پاي منبر خواست مزه اي بيندازد گفت:اي آقا،شما هميشه از بهشت تعريف مي کنيد،يک بار هم از جهنم بگوييد.واعظ که حاضر جواب بود گفت:آنجا را که خودتان مي رويد و مي بينيد.بهشت است که چون نمي رويد لااقل بايد وصفش را بشنويد
 
 
حکمت صحت
پنج چيز است که به هر کس دادند،زمام زندگاني خوش در دست وي نهادند،اول صحت بدن،دوم ايمني،سوم سعت رزق،چهارم رفيق شفيق و پنجم فراغت و هر که را از اينها محروم کردند در زندگاني دَر خوش را بر وي بستند
 
 
 لغزش
روزي ابوحنفيه از راهي مي گذشت.کودکي را ديد که در گل مانده بود.گفت گوش دار تا نيفتي. کودک گفت:افتادن من سهل است،اگر بيفتم تنها باشم.اما تو گوش دار که نيفتي،چون اگر پاي تو بلغزد همه مسلماناني که دنبال تو روانند خواهند افتاد و آن زمان برخاستن همه کار دشوار است
نيت
شخصي ساده لوح به نماز جماعت ايستاده و چنين نيت مي کرد:هرچه در عمرم گناه کردم ام و هرچه هم بعد از اين گناه مي کنم به گردن پيش نماز حاضر،قربتاً الي الله...
 
 
 
توکل
از مرغان هوا توکل بياموز،چون بامداد هر روز،هر کدام از لانه و آشيانه خود بيرون مي آيند،بيزار از خود و بيزار از خلق،چون شب درآيد چينه دان آنها پر از دانه و به آشيانه خود بر مي گردند.اگر بر خدا توکل کنيد و مثل مرغان پي دانه رويد،خداوند روزي شما را مقرر و برجا نهاده است
 
 
 
 
نکته اي درباره روح
بدان که روح آفتابي است که بر بدن تابيده و نور آن از روزن چشم و گوش و غير آن پيدا مي شود. هر گاه دو شخص را چشم بر چشم افتد،اتصالي خاص ميان روح ايشان بوجود مي آيد.بنابراين مي گويند فلان کس نظر يافته است و اين است سر محبت مردم در وقت ملاقات و زوال آن در حين مفارقت
 
 
قبله دل
شبلي عارف بزرگوار گفته است:" قبله سه اند:قبله عام،قبله خاص،قبله خاص خاص. قبله عام کعبه است،قبله خاص عرش خداوند است و قبله خاص خاص دل مريدان و جان عارفان است که آن را قبله دل هم گفته اند "
خلقت ملخ
خداوند سبحان ملخ را بصورت 9 حيوان خلق فرموده است.صورت مانند اسب،چشم مانند فيل،شاخ عين گوزن،گردن شکل گاو،سينه مثل شير،شکم مثل عقرب،ران مثل شتر،دم مثل مار و پا چون شترمرغ
 
 
ضايع ترين اشياء
عقلا گفته اند:
پنج چيز در جهان ضايع ترين اشياء است: " چراغ در پيش آفتاب "،" باران در شورستان "،" زن زيبا و جميل در دست مرد نابينا "،" طعام لذيذ در پيش آدم سير "،" علم و سخن هاي خوب در سينه مرد حاسد "
 
 
 قرارگاه ايمن
بزغاله اي بر بلندي ايستاده بود.گرگي از آنجا بگذشت،بزغاله وي را دشنام دادن گرفت.گرگ گفت تو مرا دشنام نمي دهي بلکه مکان بلندي که تو بر آن جاي گرفته اي دشنامم مي دهد
 
 
 
 نعمت عافيت
يک از دوستان بشر حافي به وي گفت:من آن وقت که نان و خالص و خالي بدست آوردم،نمي دانم آن را با کدام نان خورش بخورم؟ فرمود که: نعمت عافيت را بر ياد آور و آن را نان خورش خويش انگار
 
پيش بيني
وقتي دختر به روي مردي لبخند مي زند آن مرد اگر دورانديش و سياستمدار باشد از همان وقت خود را براي حوادث و مصائب گوناگون از جمله تهيه مسکن،کرايه خانه،مخارج پزشک و بيمارستان و زايشگاه،تأمين لباس و پوشاک و پرداخت شهريه بچه ها آماده مي کند
 
 
 
سئوال زن از پيامبر(ص)
روزي زني کودکي در بغل داشت و نان هم مي پخت،پيغمبر اکرم(ص)از آنجا مي گذشت،زن جلو حضرت را گرفت و گفت:يا رسول الله،شما فرموده ايد که خداوند بر بندگان خود مهربان است از مادر به فرزند خود.در حالي که مادري حاضر نيست فرزند خود را در تنور بسوزاند. حضرت چشم هايش پر از اشک شد و فرمود:خداوند هم کسي را به آتش دوزخ نمي سوزاند مگر آن کسي که به يکتايي خدا معتقد نباشد
 
 
جوانی
 
 
  
گوته دانشمند آلماني گفته است:جواني منزلي است که ما بين مسافت کودکي و پيري واقع شده است،ايام سلطنت و کاميابي زندگاني در آنجا مي گذرد.دوکلوس مي گويد:جواني گرهي است که رشته طفوليت را به کهولت پيوند مي دهد
نيکو صورت
پسر کوچک ملاالدين از خانه بيرون آمد. يکي از دوستان سراغ ملا را گرفت و گفت: پدرت کجاست؟ پسر جواب داد: در خانه است و به خدا دروغ مي گويد. پرسيد: مگر چه مي گويد؟ پسر گفت: راستش پدرم از صبح تا حالا آينه در دست گرفته است و در آن صورت خود را مي بيند و مي گويد: خدايا شکرت که سيرت و صورت مرا نيکو آفريدي!
 
 
 
ثواب صدقه
ملانصرالدين گوسفند مردم را مي دزديد و گوشتش را صدقه مي کرد. از او پرسيدند: اين چه کاريست که مي کني؟ ملا جواب داد: ثواب صدقه با بره دزدي برابر است فقط در ميان پيه و دنبه اش توفير است!
 
 
 
 
 ملاي امانت دار
ملانصرالدين در صحرايي نشسته بود و داشت مرغ برياني را مي خورد. رهگذري به او رسيد و گفت:ملا! اجازه بدهيد من هم يک لقمه بردارم. ملانصرالدين جواب داد: خير اجازه نمي دهم چون مال کسي است. رهگذر گفت: شما که خودتان مشغول خوردنش هستيد. ملا گفت: درست است، ولي صاحب اين مرغ آن را به من داده تا من آن را بخورم نه کس ديگري
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 ملاي خوش شانس
روزي پانصد دينار از پولهاي ملا را دزديدند. ملا به مسجد رفت و دست به دعا برداشت که: خداوندا کاري کن که پولهاي من پيدا شود. يکي از تاجرهاي شهر هم که کشتي اش در حال غرق شدن بود آنجا بود. او هم از خدا مي خواست که اموالش سالم به دستش برسد و اگر دعايش مستجاب شود پانصد دينار به ملا بدهد. خبر دادند که اموال تاجر سالم هستند و کشتي اش را از غرق شدن نجات داده اند. تاجر طبق قولي که داده بود پانصد دينار به ملا داد. ملانصرالدين گفت: اگر هزار دينار به رمال مي دادم نمي توانست پيش بيني کند که پول من از اين راه پر پيچ و خم بدستم برسد
 
 
 
 
 
بذله گو
دو نفر بذله گو در راه به يکي از همسايگان خود که مرد حاضر جوابي بود برخوردند و خواستند به اصطلاح سر ضرب متلکي به او گفته باشند.يکي از آنها گفت:ما دو نفر با هم بر سر شما شرطي بسته ايم،چه بهتر که از خودت بپرسيم. من مي گويم شما احمقي و رفيقم مي گويد که نه ديوانه است.حال خودت بگو کدام شرط را برده ايم؟ آن مرد فوري بين آن دو قرار گرفت و گفت:من الان بين يک احمق و يک ديوانه قرار گرفته ام
 
 
 
 
علت زندگي
ملا به آشنايي گفت: راستي فلاني خبر داري رفيقمان عمرش به دنيا کوتاه بود و مرد. رفيقش گفت: نه! علت مرگش چه بود؟ ملا گفت: آن بيچاره علت زندگيش معلوم نبود چه برسد به علت مرگش.
 
 
 
جاهل و دانا
جاهلي که روي حسادت از مرد فاضلي کينه به دل گرفته بود ، در راه جلو وي را گرفته و گفت :
بخدا قسم اگر يک سخن زشت به من بگويي ، به جاي آن ده سخن زشت و ناگوار نثارت ميکنم.
مرد فاضل با گونه اي متبسم و خونسرد گفت :
برعکس اگر شما ده سخن زشت نثار من کني ، از من حتي يک سخن زشت و بد نخواهي شنيد دوست عزيز.
آن مرد شرمنده شد و راه خود را پيش گرفت و رفت.
 
 
 
 
  دو ضرب المثل
کرماني ها مي گويند:
«روز بد خوب مي شود ولي آدم بد خوب نمي شود»
«خويي که ماما آورده است،مگر مرده شوي ببرد»
 
 
 
 
رموز و الفباي قرآن
مفسرين قرآن و عارفان رموز آن ، تا آنجا که قابل تشخيص و فهم استنباط قرار داده اند چنين نوشته اند که :
در هر حرفي ارادتي ، در هر کلمتي اشارتي ، در هي آيتي زيادتي ، در هر آيتي رعايتي و در هر سورتي سرايت و سعادتي است.
و نيز در هر الفي آلائي ، در هر بائي بهايي ، در هر تائي تحفه اي ، در هر ثائي ثوابي ، در هر جيمي جزايي ، در هر حائي حيايي ، در هر خائي خيالي ، در هر دالي دوايي ، در هر ذالي ذوقي ، در هر رائي راحتي ، در هر زائي زيادتي ، در هر سيني سنايي ، در هر شيني شعاعي ، در هر صادي صفايي ، در هر ضادي ضيائي ، در هر طائي طهارتي ، در هر ظائي ظرافتي ، در هر عيني عنايتي ، در هر غيني غنيمتي ، در هر فائي فايدتي ، در هر قافي قربتي ، در هر کافي کرامتي ، در هر لامي لولئي ، در هر ميمي منتي ، و در هر نوني نوري ، در هر واوي والايي ، در هر هائي همتي و در هر يائي يمني و برکتي است.
 
 
 شهادت به وحدانيت
شبلي عارف بزرگ را در حال احتضار گفتند شهادت بگوي :
گفت :
شهادت نفي غير است و اثبات او آنرا که بايد نفي کرد موجود نيست و آنکه جز او هيچ نيست از اثبات مستغني . با نابود چگونه اثبات بود کند و معدوم چگونه اظهار وجود .
 
 
 
 نکته
نويسنده مشهوري در يادداشتهايش نوشته بود " اگر کودکي بجاي کاغذ و قلم،يک بار کدو و کلم به من داده بود،حالا سرمايه دار بزرگي بودم "
 
 
 
 تخصص
از وکيلي پرسيدند در چه رشته اي تخصص داريد
گفت در شمردن پول
 
 
 
عيب دوست
حضرت امام جعفر صادق (ع) مي فرمايند«زياده از حد در جستجوي عيب دوست خود مباش،و گرنه هميشه بي ياور خواهي بود،زيرا احدي خالي از عيب نيست
 
 
 
 
 
نا خلف
در محفلي که جمعي از اهل فضل و ادب حضور داشتند،جواني داد سخن داده و از پدر مرحوم خود بد مي گفت،در بين صحبت گفت:پدر من يک اشتباه بزرگي مرتکب شد که من هرگز او را نمي بخشم، مي دانيد آن اشتباه چه بود؟! يکي از حضار با صداي بلندي گفت:آن اشتباه اين بود که تو را بوجود آورد

 

 

 
 
 
 

 

 

 

 

 

نظر بدهيد

يكشنبه 23 مرداد 1390، ساعت 5:36

 
   

صفحه نخست

خوراک خوان Rss

پیامکهای من
مشخصات من

درباره ...

 
 

در مورد لطیفه های خنده دار و عکس های قشنگ و چیستان

 

مديريت

 
 
نام كاربري:
گذرواژه:
 

دسته‌بندي‌ها

 

آمار

 

بازی آنلاین


  بازديد كل: 13910
بازديد امروز: 6
بازديد ديروز: 47
تعداد مطالب: 156
 
 
 
(زمان صرف شده براي توليد صفحه : 0:0.748)